ابومعشر. بحث در ماهيت ستاره‌هاي دنباله‌دار؛ آيا آنها اجسام جهان تحت‌القمرند و از عناصر اصلي تشكيل شده‌اند؟ يا مخلوقات آسماني تازه‌اي هستند؟ يا حاصل قران خارق‌العاده‌ٴ سيارات‌اند؟ ظاهراً ژوفروا از ستاره‌ٴ دنباله‌دار سال 1315 و از مسيرش از ميان ستارگان رصدهاي‌ زيادي انجام داد. او نتيجه گرفت كه اثرات آن دست‌كم تا دو سال ادامه خواهد داشت و ممكن‌ است موجب انواع بيماري‌ها و بلاها شود.
2. تقويم سال 1320، مربوط به سال‌هاي 1321 ـ 1340 ، كه از زيج زرقالي (يازدهم ـ 2)، استخراج شده و او آن را به زيج آلفونسي ترجيح داده است‌.
3. درباب قران سال 1325. ژوفروا در مورد تأثير عظيم و فراگير اين قران‌ها اصرار مي‌ورزيد؛ تأثيري كه تا دو سال ادامه مي‌يافت‌. پيداست كه اين تأثيرات سيارات براي او مسلم بود، تنها ترديد از تفاوت تفسيرها ناشي مي‌شد.
4. درباب ستارگان دنباله‌دار سال‌1337. مشابه رساله‌ٴ سال 1315 و مانند آن مبتني بر مسير ستاره‌. پيش از آن كسوفي روي داد (سوم مارس 1337 كسوفي روي داد، كه تنها در اروپاي‌ خاوري قابل روٴيت بود)، كه ممكن بود تأثير آن ستاره را بيشتر كند. ممكن بود ظهور ستاره‌ٴ دنباله‌دار ناشي از تقارن كسوف با قران مريخ و زحل باشد. تأثير ستاره‌ٴ دنباله‌دار، بايد برحسب‌ رابطه‌ٴ آنها با بروج تفسير مي‌شد. ستاره‌ٴ دنباله‌دار سال 1337 موجب شيوع طاعون‌، جنگ و غيره‌ مي‌شد. اثر آن تا حدود دو سال دوام مي‌يافت (ژوفروا براي آن مدت پيش‌گويي‌هايي كرده بود).
5. درباب قران سال 1345. رساله‌اي كه اندكي پيش از 12 مه 1345 نوشته شده است‌ (نسخه‌ٴ ارفورت‌).
5م‌. درباره‌ٴ علل طاعون‌. فرض ژوفروا اين است كه طاعون بر اثر خسوف كامل 18 مارس‌1345روي داده‌، كه قران زحل و عطارد آن را تشديد كرده است‌. خسوف فوق‌الذكر 3 ساعت و 29 دقيقه و 54 ثانيه دوام يافت (يك‌چنين دقتي كه برتر از امكانات تجربي او بوده براحساس‌ خواننده درمورد غيرواقعي بودن آن مي‌افزايد). براساس قانون اوپولتسر (وين 1887)، اين خسوف 3 ساعت و 38 دقيقه ادامه يافته است‌. چگونه مي‌توان از اثرات شوم آن در امان‌ بود؟ ژوفروا توصيه‌هايي براي ايمني مي‌كند، كه بهترين آنها پرهيز از عوامل واگيري‌ بيماري است‌.
6. رساله‌ٴ بي تاريخ درباب احكام نجوم‌. تأثير بروج به همان اندازه‌ٴ فلك نهم و عرض اعلا نافذ و فراگير است‌؛ اثر هريك از سيارات از فلك آن صادر مي‌شود. هريك از سيارات هم به‌نوبه‌ٴ خود داراي خواص و تأثيراتي است كه شرح داده شده و بخش اصلي رساله به احكام پزشكي‌ اختصاص يافته است‌، يعني به كاربرد نظريه‌هاي اخترگويي در اعمال پزشكي (تعيين وقت‌ مناسب براي معالجات پزشكي‌).